|
|
|
|
|
Yeah!It's me, BIG allaf! I'm here…come on! جو انگلیسی بد همه مان را گرفته...این دبیر جدید که گویا چوبکی(!) نام دارد به شدت اینگیلیش فک می زند، ما فینگیلیش یادداشت برمی داریم...هییییع....روزگاری شده است...زمانی بود که زمان خوبی بود...یادش به خیر! اما زمانه با ما بد تا نمی کند. کلا تا کردن در مرامش نیست، می پیچاند بدجور. یکی نیست بیاید بگوید:roozegar, don't twist baba! اما ما که زیر بار این پیچشها نمی رویم. ما مو می بینیم و شما پیچش مو. ما کلا با شما توفیر داریم. ما اتحاد و انسجاممون کف دستمونه. یکی که تو کلاسمون یه کاری انجام بده در عرض ای جیک ثانیه خز میشه اون کار...جون مهساک که می خوام دنیاش نباشه، خب نباشه به ما چه. ما که هستیم! ما علافانیم! ملکه های صحنه ها!اهم...فکر بد نکنین منظورم ملکه های وبلاگها بود... آمده ایم تا بترکونیم، آمده ایم تا بخزانیم و نیز آمده ایم تا بیاییم...ما کلا اینجوری هستیم دیگه. هیچیمون سر حساب کتاب نیست. حالا من هی می گم نره، تو می گی بره! ...و اینک من، علاف کبیر، بازگشته ام تا جمعی از دوستان علاف نمکی خویش را گردالو کنم تا با هم بترکانیم و بخزانیم و ...بیاییم! هوووووووووو! حواست باشه ها! من مدیر وبلاگم، سرعلاف، علاف کبیر! با من شاخ نشی میدم مهساک داغونت کنه. در سطح من نیستی جوجه! اوشولو! من الان مدیر شدم! با من صحبت نکن! ایشششششش.. ...و آن گاه که غرور گریبانمان را گرفت، بدو گفتیم ولم کن تا ولت کنم. نکرد، گفتیم بچرخ تا بچرخیم...و اینگونه به شرو ور گوییها ادامه دادیم تا از آسمان برایمان قانون پاک به زمین آمد...دمش گرم! ____________________ قوانین:
منتظرمان باشید...ما از سرکار گذاشتن شما می حالیم! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:47 توسط علاف کبیر
|
|
||